
قاتل واقعی امام حسین علیه السلام
نون حلال سیری چند؟
گفتارهای معنوی استاد طاهرزاده
***.:.لینک تصاویر کانون.:.***
تهاجم فرهنگی
تفحص در سرزمین ملائک
دانلود کتاب هاوجزوات استاد طاهرزاده
پیام های فاطمه(س)درباره ولایت
چه كنیم گناه نكنم؟!
اگر میخوای توبه کنی؛ بسم الله!!
سلسله مباحث تربیتی آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی
ماه شعبان وفرصتی دوباره...
از سلمان رشدی تا اهانت به قرآن کریم
استاد طاهر زاده کیست؟
داستانهايي از زندگاني رهبر فرزانه انقلاب
برگی از زندگی بزرگان علم وفقاهت
عيدقربان نماد قرباني نفس
اعلام هویت توسط یک شهید گمنام...
این ذکر را 9بار بگو و به 9 نفر بفرست...
شب قدر
زینب بزرگ همچون خدیجه...
اسکار و احمدی روشن!
خبرهای فرهنگی کانون فرهنگی امام خمینی (ره)
دانشگاه اسلامی!!!
انتظار موعود
در باغ شهادت ...
امام رضا (ع)
گسترش سالن مطالعه وکتابخانه عمومی کانون
می خوای بدونی چه جور آدمی هستی؟
غدیر چشمه آغازین سیراب بشریت
کرامات ائمه اطهار(علیهم السلام)
سوگواری بزرگ شب های آسمانی
غزه آزمایشی بر عاشورایی بودن ما
ماه محرم؛يكي ديگر از ماه هاي خود سازي
شما چقدر به تقویت اسرائیل وصهیونیزم کمک کرده اید!!
گرامیداشت ایام الله دهه مبارک فجر
تصاویری ازراهپیمایی با شکوه 22بهمن
نامه ای به دوکوهه ...
ارزشهای وبلاگی- وبلاگ های ارزشی
سید مرتضی آوینی
راهیان نور
حضرت زهرا (س)
فرهنگ ایثاروشهادت
اندرز های اخلاقی
اين الرجبيون..؟ ( در فضیلت ماه رجب)
مراسم معنوی اعتکاف
رمضان ماه رحمت ومغفرت
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
این وبگاه متعلق به کانون فرهنگی هنری امام خمینی(ره)مسجد حجتیه شهرستان فلاورجان می باشد وجایگاهی است در جهت نشر مطالب فرهنگی مذهبی .
چرا دانشمندان ایرانی ترور میشوند؟ 
تحریم در دورهی جدید، از سرآغاز پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشته و مانند چاشنی در كنار همهی روشهای معاندانهی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران (جنگ مستقیم و غیر مستقیم، ترور، پروپاگاندا) بوده است. طی سالیان اخیر اما مقامات غربی مانور بیشتری روی موضوع تحریم دادهاند و تمام تلاش خود را برای گسترش دایرهی این تحریمها به كار بستهاند. رسانههای غربی نیز با تمام توان برای القاء كارآمدی و احصای تأثیرات این تحریمها كوشیدهاند. حال این پرسش را مطرح میكنیم كه بهراستی پشت پردهی این همه جنجال و هیاهو چیست و این تحریمها چقدر میتواند كارساز و مؤثر باشد؟ آنچه در ادامه میآید، گوشهای از هزاران اعتراف و اذعانی است كه خود غربیها در این زمینه ابراز داشتهاند.
نخستین مؤلفه در میزان تأثیرگذاری سیاست تحریمی علیه هر سیستمی، قدرت سیستم هدف است. توانایی نظامی اگرچه یكی از شاخصهای عینی قدرت به حساب میآید، اما بهتنهایی معرف میزان واقعی قدرت نیست. آنچه كه زیربنای بنیادین توانایی نظامی و دیگر شاخصههای قدرت است، علم و دانش است. علم همچون پی و زمینی است كه دیگر شاخصها و مؤلفههای قدرت بر روی آن استوار
میشود. پیشرفتهترین تجهیزات نظامی دنیا بر تواناییهای علمی بنا شده است و بر این اساس شاید بتوان گفت كه علم و دانش مادر همهی قدرتها است. سرّ تلاش بیوقفهی غرب برای جلوگیری و كند كردن روند رشد علمی جمهوری اسلامی ایران نیز مبتنی بر همین نكته است. بارزترین نمونهی این تلاش را میتوان در ترور چهار دانشمند هستهای ایران در دو سال اخیر مشاهده كرد.
تغییرات جغرافیایی در تولید علم
پایگاه اطلاعاتی Web of Science در گزارشی از سرعت خیرهكنندهی رشد علمی ایران خبر داده و مینویسد: «شاید در چین سالِ 2010 سال ببر باشد، اما به لحاظ علمی سال ایران است. رشد علمی كشور ایران 11برابر سریعتر از متوسط جهانی و سریعتر از هر كشور دیگری در دنیا بوده است. بررسی فهرست انتشارات علمی در پایگاه اطلاعاتی Web of Science نشان میدهد كه رشد در خاورمیانه و بهویژه در تركیه و ایران، نزدیك به چهاربرابر سریعتر از متوسط جهانی بوده است.»
ساینسمتریكس نیز كه یك شركت تحلیلی اطلاعاتی در كانادا است، گزارشی كامل و جزئی را دربارهی «تغییر جغرافیایی-سیاسی در تولید علم» از سال 1380 ارائه كرده است. نویسندهی این گزارش، اریك آرشامبولت، میگوید «آسیا با سرعتی بیش از حد تصور رشد كرده و خود را میرساند و اروپا بیش از انتظار دیگران موقعیت خود را نگهمیدارد و خاورمیانه منطقهای است برای تماشا كردن.»

آرشامبولت در ادامه میگوید «علم در جهان با سرعتی ثابت رشد میكند؛ یعنی از سالانه 450 هزار مقاله در سال 1980 به یك میلیون و 500 هزار مقاله در سال 2009. در این زمینه آسیا سال گذشته حتی از آمریكای شمالی پیشی گرفته است.» وی همچنین اشاره میكند كه انتشارات ایران بر حول موضوعات شیمی معدنی و هستهای، فیزیك ذرات و مهندسی هستهای محوریت داشته است: «انتشارات مقالات ایرانی در موضوعات مهندسی شیمی با سرعتی معادل 250 برابر بزرگتر از متوسط جهانی رشد كرده است. تحقیقات پزشكی و كشاورزی نیز در ایران افزایش چشمگیری را نشان میدهد.»
چند روز مانده بود که برود جبهه به او گفتم: پسرم بیا ازدواج کن، من می خواهم که نشانی خانه ات را داشته باشم، چادرم را بندازم روی سرم، بیایم در خانه ات، در بزنم.

خانم زهرا مستمند نیازمند، مادر «شهید اردشیر رحمانی» فرمانده گردان ضد زره «لشکر 25 کربلا» نیز یکی از شیر زنانی است که در مورد فرزند شهیدش می گوید:
روز تولد اردشیر در منزل تنها بودم، روز 26 بهمن سال 1340 اردشیر به دنیا آمد، از همان دوران کودکی، حسی عجیبی به اردشیر داشتم، اما قادر به بیان کیفیات روحی خود نیستم.
کودکی اش با هوش و پر جنب وجوش، در چشم بهم زدنی، جوانی شد رعنا و اهل معرفت و دانش و نیایش، جوری که حس می کردم دارد جلوتر از زمان خودش پرواز می کند.
آقا مهدی پدر اردشیر، «کبوتر سفید» صدای اش می زد. اردشیر دیپلم تجربی اش را با نمرات عالی از دبیرستان آزادگان رشت گرفت.
در حوادث قبل از انقلاب آنچنان فعال بود که ساواک را به ستوه آورده بود. انقلاب هم که پیروز شد، همچنان در عرصه مبارزاتی فعال بود. پدر اردشیر کارمند مخابرات رشت بود و از جهتی، وضع مالی متوسطی داشتیم.
اکبر داداش بزرگ اردشیر، اصرار داشت تا اردشیر به خاطر توانمندی اش، در تحصیلات عالیه، به خارج اش کشور، مانند: هند، دانمارک، انگلیس برود و آنجا ادامه تحصیل بدهد، اما با این وصف، اردشیر وارد سپاه پاسداران شد. خیلی طول نکشید که جنگ شد و رفت جبهه.
هر چند وقت یک بار، مرخصی اجباری می آمد. اجباری یعنی وقتی تیر و ترکش که می خورد، زخمی که می شد، مجبور بود به بیمارستان برود. از آنجا که مرخص می شد، مدتی کوتاه می آمد منزل، دوران نقاهت را می گذراند. دوباره عازم جبهه می شد.


جهت درج نظرات، انتقادات و پیشنهادات سازنده خود پیرامون بخش های مختلف مراسم امسال
عزاداری برای 14 معصوم علیهم السلام ، بخصوص امام حسین علیه السلام نه تنها برای شیعیان ، بلکه برای آیین های دیگر هم از اهمیت خاصی برخور دار است . تا آنجا که در ایام ماه محرم الحرام نه تنها شیعیان بلکه تمامی مذاهب دیگر برای این آقا و سید بزرگوار عزاداری میکنند . 
آری ! ما همگی حاضریم برای عزاداری امام حسین علیه السلام از همه چیز خود بگذریم تا حداقل ساعتی برای آن حضرت سوگواری و عزاداری کنیم . تا اینجای مطلب را داشته باشید تا در انتها خودتان به درستی یا نادرستی این ماجرا پی خواهید برد ...
در همه جا ساعت ها وقت و میلیاردها بودجه صرف هزینه عزاداریها می شود و متأسفانه این عزاداریها با تمام اهمیتی که دارند در طول زمان اسلام دچار آفتها و انحرافات و تحریف های مختلفی شده است که نقش این وسیله مهم برای بقای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را تا حد زیادی کمرنگ کرده است و عزاداریهای امروزی نمی تواند نقش سازنده ای در اسلام ایفا کند .
قدرت سازندگی و آثار یک عزاداری صحیح و منطبق با هدف اصلی قیام سید الشهدا علیه السلام به قدری زیاد است که اگر عزاداران از این وسیله ، استفاده کافی و صحیح را ببرند و مانع نفوذ آفات در آن می شدند ، جهان اسلام امروزی وضعیتی کاملاً متفاوت با الآن داشت .
اگر شیعیان به پیام های عاشورایی توجه جدّی می کردند ، و مسیر عزاداری ها و سوگواریها به سمتی که معصومین علیهم السلام خواسته بودند هدایت می شد ، پس از گذشت چندین سال از انقلاب ، شاهد این همه مظاهر زشت و تأسف برانگیز فساد ، فقر ، تبعیض و عقب ماندگی نبودیم و امروزه می توانستیم به عنوان پیشرفته ترین جامعه از لحاظ مادی و معنوی تبدیل شویم .
اگر در عزاداری ها به درس های کربلا توجه بیشتری می شد ، این همه امکانات و بودجه مملکت ما ، صرف مبارزه با ناهنجاریهای گوناگون و آثار طولانی مدت آنها نمی شد و دشمنان اسلام در شبیخون فرهنگی خود در لباس اسلام به این همه پیروزی دست نمی یافتند .
هیچ ملّتی و دینی چنین وسیله قدرت مندی برای پیشرفت و سعادت در دست ندارد و افسوس و هزار افسوس که جامعه اکنونی ما از این وسیله قدرتمند بخوبی استفاده نکرده است .
درجات عزاداری و عزادارن :
عزاداران هم مانند مؤمنان دارای درجاتی هستند که هر درجه میزان قُرب عزادار را به معصومین علیهم السلام نشان میدهد . نا گفته نماند تمامی درجات دارای اجر و ثواب می باشند .
درجه اول :
شخص از مصیبت وارده به امام حسین علیه السلام غمگین و ناراضی می باشد . بدون اینکه این ناراحتی را نشان دهد . این درجه کمترین درجه عزاداری است و پایین تر از آن ، درجه دشمنان حضرت است یعنی شخص به مصائب آگاه باشد ولی ناراحت نگردد و راضی باشد .
درباره این گروه در زیارت وارث چنین آمده :
خداوند لعنت کند امتی را که تو را کشتند و به تو ظلم کردند و خدا لعنت کند امتی را که خبر چنین جنایتی را شنیدند و به آن راضی شدند .
هر کسی از هر دین و آیینی در این درجه ، از ثوابی برخوردار است .
درجه دوم :
در این مرحله عزادار غم و نا رضایتی خود را به شکل های گوناگون از قبیل گرفتگی چهره ، گرفتن حالت بغض و گریه کردن و پوشیدن لباس عزا و به سینه زدن و... بروز می دهد و گاهی تنها و گاهی به همراه دیگران عزاداری می کند . در این درجه هم پیروان دیگر آیین ها وجود دارند .
درجه سوم :
شیعیان بیشترین نفرات را در این درجه دارا می باشند . عزادار تنفر خود را نسبت به عاملین مصیبت و جنایتکاران در حق سید الشهدا علیه السلام و یارانش و بطور کلی همه معصومین علیهم السلام اظهار میکند و بر آنها لعن و نفرین نثار می کند . آنچه موجب پیشرفت عزادار از درجه دوم به درجه سوم شده است ، شناخت وی نسبت به ائمه علیهم السلام می باشد .

عزاداری و آفت آن :
از آفات عزاداری می توان به حذف شدن عنصر معرفت از عزاداری ها و محوریت مسایل عاطفی و تکیه بر ظواهر و رها کردن فلسفه و حکمت عزاداری ها و بزرگداشت ها و تبدیل شدن گریه و سوگواری از یک وسیله خوب و کار آمد به یک هدف اصلی که موجب شده این مجالس کارکرد اصلی خود را از دست بدهد ، اشاره کرد .
عزاداری هم مثل نماز و روزه و حج و قرائت قرآن و ... وقتی به صورت عادت در آید و از کار کرد اصلی آن غافل شود ، در این حالت برای فرد و جامعه خطرناک است . امام علی علیه السلام : برای هر چیزی آفتی است .
مادر همه آفات :
اصلی ترین آفت این است که ما بدون شناخت کامل و دقیق یک امر بخواهیم به آن عمل کنیم و در این صورت حتماً این امر دچار آفت و انحراف می شود ، حال چه این عمل یک کار روز مره باشد یا امور مهمی مثل نماز و روزه و حج و عزاداری باشد . شاید به ظاهر کار ما یک عمل خوب باشد ولی اگر کمی شناخت خود را در مورد آن امر بالا ببریم می بینیم که نه تنها خوب نبوده بلکه دارای ضررهایی نیز می باشد .
امام صادق علیه السلام : خداوند هیچ عملی را جز با شناخت نمی پذیرد .
سوال: چرا بعضى اوقات دچار اشتباه و گناه مى شوم؟
علماى اخلاق مى گويند: منشا و انگيزه ى گناهان ، سه قوه است : قوه شهويّه، قوه غضبيّه، قوه وهميّه . 
قوه شهويّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى كشاند، كه سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است .
قوهّ غضبيّه ، انسان را به ظلم، طغيان، آزار رسانى و تجاوز، وادار مى كند.
قوهّ وهميّه ، برترى طلبى، انحصار جويى، تكبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى كند و او را به گناهان بزرگى وارد مى نمايد.
به اين مثال توجه كنيد: آب ، در عين حال كه مايه ى حيات تمامي جانداران از انسان، حيوان و گياه مى باشد، اگر مهار نشود به صورت سيلابي جريان مي يابد و باعث نابودي حيات بشر مي شود ؛ بنابراين حتي اين پديده حيات بخش نيز نياز به سد سازي و مهار دارد و در صورتي براي بشد مفيد خواهد بود كه به هنگام نياز در كانال كنترل شده خاصي قرار گيرد و از دريچه مخصوصي، به مقدار نياز، جريان يابد، در غير اين صورت طغيان مي كند و ديوانه وار به باغ ها و كشتزارها و خانه ها سرازير شده و همه را ويران خواهد ساخت.
در مورد انسان نيز، نيروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است ، ولى اگر اين دو غريزه بر اثر افسار گسيختگى طغيان كنند، موجب بروز جنايات ويرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.
در نتيجه اگر بخواهيم جامعه را از لوث گناه پاك سازيم ، و يا وجود خويش را از آلودگى گناه ، حفظ كنيم ، راهي جز كنترل و تعديل غرايز و تمايلات نفسانى نداريم .
حل مشكل:
1-گناه شناسي: مبارزه مستقيم با گناه از طريق شناخت گناهان و تفكر در آثار و عواقب دنيوي و اخروي آنها.
2-گناه زدايي: مبارزه اساسي وغير مستقيم با گناه از طريق مبارزه با زمينه هاي گناه و تقويت زمينه هاي صلاح.
در يك نگرش كلي و كلان مي توان به اين نتيجه رسيد كه زمينه گناه در انسان چيزي جز ضعف شناخت و اراده نيست.
اينك با طرح سوال هاي كوتاه و پاسخ آنها به گشودن راه كمك مي نماييم.
1. چرا بايد خودمان را بشناسيم؟ چون اگر استعداد بي نهايت و ارزش هاي وجودي خود را نشناسيم، هرگز حركتي نخواهيم كرد، تمام حركت تكاملي انسان بسته به نوع و عمق شناخت انسان نسبت به ارزشهاي وجودي خود است.
2. چرا بايد هستي را شناسايي نماييم؟ چون انسان خلاصه هستي است و با هماهنگ و همراه شدن با هستي و قرب به خداي هستي و رنگ خدايي گرفتن به كمال مي رسد ، اگر هستي را نشناسد نمي داند چه بايد كند به عبارت ديگر انسان قانون كمال را از هستي فرا مي گيرد.
3. نقش دين در زندگي انسان چيست؟ آدمي با زبان هستي آشنا نيست و نياز به مترجم دارد. دين ترجمان هستي است و به نحو بسيار ظريفي انسان را به رنگ هستي در مي آورد. تمام دين در جهت به خدا رسيدن و قرب الهي برنامه ريزي شده است.
4. در نهايت دانستن سرنوشت انسان در حيات اخروي و معاد چه كمكي به انسان مي كند؟ معاد و قيامت فرداي زندگي انسان است ، فردايي كه بايد آن را بسازد و تا ابديت در آن بماند، بايد بداند ره سپار كدام وادي و مسافر كدام اقليم وجود است ، بايد براي فرداي خود چه توشه اي فراهم كند و چه مقدار به كار و كوشش بپردازد. ببيند با چه كسي مي خواهد همراه و همنشين شود از همين نشئه با او آشنا و همراه شود تا در قيامت با مشكل روبرو نگردد.
يكي از مهمترين مراحل خود سازي، رفع زمينه هاي گرايش به گناه است.
سه ويژگى برجسته مومن در کلام امام رئوف: 
مـؤمـن ، مـؤمـن واقعى نيست، مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــد: سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش.
اما سنت پروردگارش ، پـوشاندن راز خود است، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است، اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است.
پـاداش نيكـى پنهانـى و سزاى افشـا كننـده بــدى:
الـمستتر بـالـحسنة يـعـدل سبعين حسنة، و المذيع بالسيئة مخذول، و المستتر بالسيئة مغفور له.
پنهان كننده كار نيك (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سـرافكنـده است، و پنهان كننـده كـار بـد آمـرزيـده
ويژگيهاى دهگانه عاقل در کلام امام رئوف:
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست، مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1 ـ از او اميد خير باشد.
2 ـ از بدى او در امان باشند.
3 ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4 ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7 ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــ د.
8 ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــ د.
9 ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10 ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيزكـارتـــر است.
ازامام رئوف (ع) به پنج كس اميد نداشته باش:
پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش
1 ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى .
2 ـ و كسى كه در سرشتـش كرم نيابـى ،
3 ـ و كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى ،
4 ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى ،
5 ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد.
ميهندوستي مردم مسلمان ايران، حسي است که در درستي آن شکي نيست اما گاه فرصتطلبان با سوءاستفاده از اين حس پاک، اهداف شخصي خود را دنبال ميکنند.

امام صادق ( علیه السلام) فرمود: «من صام یوما فی الحر فاصاب ظما وکل الله به الف ملک یمسحون وجهه، و یبشرونه حتی اذا افطر قال الله عز و جل ما اطیب ریحک و روحک یا ملائکتی اشهدوا انی غفرت له »
«اگر کسی یک روز در هوای گرم روزه باشد، و تشنگی بر او اصابت کند، خداوند هزار ملک بر او موکل می گرداند که او را نوازش دهند و همچنان تا وقت افطار او را بشارت (به رحمت خدا و بهشت) می دهند، (در اینحال) خداوند عز و جل می فرماید: چه معطر و زیبا است، بوی خوش تو و روح پاک تو، ای ملائکه من شما شاهد باشید که من او را آمرزیده ام.»
همچنین آنحضرت در اهمیت روزه آنهم در فصل گرما می فرماید: «افضل الجهاد الصوم فی الحر»
بهترین و عالیترین جهاد (در راه خدا) روزه در فصل گرما است.

یعنی همچنان که مجاهدین در حین جنگ و جهاد با دشمن مرارت آتش دشمن و در حین عمل احساس عطش و شدت نیاز به آب می نمایند و موفق نمی گردند که آب بنوشند روزه دار نیز تحمل شدید تشنگی را می نماید، و بلکه با دسترسی به آب روزه اش را افطار نمی نماید، افضل و بهتر از مجاهد فی سبیل الله خواهد بود.
تقوی و پرهیزکاری در تربیت و اخلاق اسلامی یک مسلمان نقش بسیار مهمی دارد، و برای رسیدن به این صفت شایسته است که بهترین عبادت در ماه صیام مبتنی بر آن است که خداوند می فرماید: لعلکم تتقون که نتیجه و علت غائی روزه، تقوی از محارم الله است.بهترین اعمال در ماه رمضان چیست؟
وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خطبه شعبانیه فضائل ماه رمضان و روزه را برشمرد، امیر المؤمنین علی ( علیه السلام) پرسید: بهترین اعمال در این ماه چیست؟در پاسخ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «الورع عن محارم الله » یعنی پرهیز و اجتناب از معاصی و گناهان است، بنابر این روزه عامل بازدارنده از گناه و عامل سرکوب کننده نفس عصیان گر است، که روزه دار با انجام این دستورالهی به نحو احسن که از شرائط کمال روزه است، روح تقوی و پرهیزکاری را در خویش زنده می کند، زیرا که با روزه و در ماه مبارک رمضان، اصلاح نفس و تربیت آن و تقوی پیشه کردن به مراتب آسانتر است، زیرا گرسنگی و تشنگی و دیگر محرومیتهای روزه، شعله های سرکش غرائز حیوانی و هواهای نفسانی را خاموش می سازد.
مولانا مولوی گوید:
هست روزه ظاهر، امساک طعام
روزه معنی، توجه دان تمام
این دهان بستی، دهانی، باز شد
که خورنده، دانه های راز شد
جوع مر خاصان حق را داده اند
تا شود از جوع شیر زورمند
ایام فرخنده ولادت پرسرور امام حسین (علیه السلام) علمداردشت نینوا حضرت ابوالفضل(علیه السلام) وامام سجاد(علیه السلام) گرامی باد

ولايت عشق و حديث ولادت

در سال چهارم هجرت(1)، جامعه نوپاى اسلامى با ولادت امام حسين عليه السلام به وجود يكى از قدسيان الهى زينت يافت .
فاطمه زهرا عليها السلام نوزاد فروزان را در قنداق زرد رنگى نزد سرور آفرينش(2)، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ، آورد و حضرت ضمن رهنمون دخت فروغمندش به استفاده از قنداق سفيد، در گوش راست نو رسيده قدسى اذان و گوش چپ اقامه خواند و جبرييل عليه السلام فرود آمد و فرمود:
خداوند متعال ترا سلام رسانده و مى فرمايد: از آن جا كه على براى تو چون هارون به موسى است ، نوزاد را حسين كه معادل عربى نام شبير، فرزند هارون ، است نامگذارى كن .(3)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم روز هفتم ولادت ، گوسفندى را عقيقه فرمود و بعد از تراشيدن موى سر معشوق الهى ، به وزن موى او نقره(4) صدقه داد.
از آن جا كه شير فاطمه زهرا عليها السلام به جهت بيمارى خشك شده بود، حسين عليه السلام را نزد رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آورده و آن حضرت به مدت چهل روز با گذراندن انگشت مبارك ابهام و گاهى زبان مباركش در دهان فرزند دلبندش و مكيدن او، حسين را سير مى نمود و اين سبب شد كه گوشت و خون حسين عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برويد؛ از اينرو پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود كه حسين از من است و من از حسينم .(5)
از بدو تولد، فرشتگان براى عرض تهنيت از يك سو و تسليت از سوى ديگر به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرود مى آمدند.(6)
پیام های فاطمه (س) درباره ولایت
امـامـت و ولایـت در اسـلام ، از پـایـه هاى اصلى اعتقادى و زیربناى زندگى سیاسى اجتماعى
و فـرهـنـگى انسان به شمار مى آید. مسلمانان با مذاهب مختلف و نظرات گوناگون ، در ضرورت امامت و رهبرى اتفاق نظر دارند. امّا ولایت در باور شیعه از جایگاه بلند و رفیعى برخوردار است تـا جـایـى كه از نماز، روزه ، حج و جهاد نیز برتر و بالاتر است . امام باقر(علیه السلام) در این باره مى فرماید:
"اسـلام بـر پـنـج چـیز پایه گذارى شده است ، بر نماز، زكات ، حج ، روزه و ولایت . زراره مى گوید: از امام (علیه السلام) سؤ ال كردم كدامیك از اینها برتر است ؟ فرمود: ولایت ! زیرا ولایت كلید همه آنهاست و والى ، دلیل و راهنماى آنهاست ."(1)
بـا تـوجه به روایات فوق ، ولایت و امامت را نمى توان باور یا حكمى جداگانه از احكام دینى دانـست ، بلكه بایدگفت تمامى دین به منزله جسم و ولایت روح آن است . دین بى ولایت دین نیست و انـسـان بـى ولایـت را نـمـى تـوان مـسـلمـان واقـعـى دانـسـت . بـر ایـن اسـاس اسـت كـه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
مَن ماتَ و لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةَ الجاهِلِیَةِ(2)
هر كس كه امام زمان خویش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلى از دنیا رفته است .
فاطمه (سلام الله علیها) و ولایت
حضرت زهرا(سلام الله علیها) ولایت و امامت را با تمام وجود درك كرده بود و نتیجه انحراف خلافت و امامت امت را بـه خـوبـى مـى دیـد. آن حـضـرت در خـطـبـه مـعـروف خـود بـه تـبـیـیـن جـایـگـاه رفـیـع اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى پردازد و بیان مى دارد كه حكومت حق آنان است :
"شـما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام ، و حاملان دین و احكام ، و امانت داران حق و رسانندگان آن به خلقید. حقى را از خدا عهده دارید و عهدى را كه با او بسته اید بپذیرید. ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت ، و تاویل كتابُ الله را به عهده ما گذاشت . حـجـت هـاى آن آشـكـار اسـت ، و آنچه درباره ماست پدیدار و برهان آن روشن و از تاریكى گمان بكنار.(3)
حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها) پـس از تـبـیـیـن مـنـزلت و نـقـش مـحـورى اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در هدایت امت اسلامى و بیان احكام الهى ، به بحث درباره نظام امامت پرداخت و فرمود:
وَ جَعَلَ طاعَتَنا نِظاماً (لِلمِلَةِ) و امامتنا اءمناً مِنَ الفُرقَةِ وَ حُبَّنا عِزّاً لِلاِسْلامِ.(12)
خـداى متعال ، اطاعت ما اهل بیت را مایه نظام و انسجام ملت و امامت ما را ضامن وحدت و مانع افتراق و تشتت امت اسلامى و دوستى ما را مایه عزت اسلام قرار داد.(4)حـضـرت فـاطـمـه (سلام الله علیها) با بیان فوق اشاره عمیقى به نقش نظام امامت در ایجاد همبستگى در بین مـردم كـرده اسـت و در واقـع یـكـى از مـهـمـتـریـن اهـداف تشكیل حكومت در جوامع بشرى را كه همانا ایجاد و گسترش نظم و انضباط در جامعه و جلوگیرى از تشتت و نابسامانى در بین اجتماعات انسانى مى باشد را مورد توجه قرار داده است .
حـكـومت هاى پدیدار گشته در جوامع مختلف در طول تاریخ هر یك به گونه اى براى دستیابى بـه نـظـم و انـسـجـام تـلاش كـرده و در راه تحقق این هدف گام برداشته اند، اما تاكید فاطمه زهـرا(سلام الله علیها) بـر ایـن نـكـتـه اسـت كـه اگـر امـامـت و رهـبـرى اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به عنوان محور اصلى حكومت در جامعه مورد توجه قرار گیرد، دستیابى به ثبات و انسجام اجتماعى و جلوگیرى از نابسامانى و افتراق كه در واقع از ابتدایى ترین و بـدیـهـى تـریـن وظـایـف حـكـومـت اسـت ، بـه بـهـتـریـن شـكـل آن تـامـیـن خـواهـد گـردیـد و زمـیـنـه بـراى تـحـقـق اهـداف مـهـمـتـرى كـه از تشكیل حكومت مورد انتظار است فراهم خواهد شد.

مـحـور دیـگـر سـخـن حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها) تـرسـیـم وضـعـیـت مـوجـود امـت اسـلامـى پـس از رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله) اسـت كـه وجـود تـشـتت و تفرقه در بین مسلمانان و نابسامانى امور آنها پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) معلول روى گردانى آنها از اهل بیت و انحراف از سیستم حكومتى مبتنى بر امامت و ولایت است .
در واقـع از دیـدگـاه فـاطـمـه (سلام الله علیها) ، امـامـت تداوم و استمرار رسالت است و (امام) در اداره امور مـسـلمـانـان و نـظـام اجـتـمـاعـى آنـان از هـمـان شـان و جـایـگـاهـى بـرخـوردار اسـت كـه (رسـول) بـرخـوردار بـود. لذا اگـر دیـده مـى شـود كـه نـظـام خـلافـت پـس از رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله) نـه تـنـها نتوانست نقش محورى رهبرى را در جامعه اسلامى حفظ كند، بلكه خود عـامـلى بـراى گـسـتـرش نـابـسـامانى گردید، بدین خاطر بود كه كسانى در مصدر امور قرار گرفتند كه فاقد صلاحیت رهبرى بودند و امام برحق را از حكومت و حق خود محروم ساخته بودند.
حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها) چون بر لزوم وجود امام معصوم در كنار قرآن براى هدایت انسانها اعتقاد داشت بـه مـبـارزه بـا حـاكـمـان غـاصـب پـرداخـت ؛ چـنـانـكـه آن حـضرت در خطابه آتشین خود در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:
شما با پیامبر محبوب و محمود خود پیمان بستید تا دین او را با دست خویش در جهان بگسترانید و جهان را بر محور این دین حنیف و شریف به گردش درآورید. قرآن را مى بینم كه به ظاهر آن احترام مى كنید. حقیقت این است كه در صفحات مقدس آن ، رازها و رمزها و خواندنى ها و شنیدنى هاى بـسـیـار وجـود دارد. امـا چـشـم به راه خطیب توانایى نشسته است كه راز پنهان بداند و رمز بسته بگشاید و خواندنى ها و شنیدنى ها را به جهانیان باز گوید.
از سـپـیـدى و سـیـاهـى ایـن كـتـاب ، كـجـا مـى تـوانـیـم راه بـه سـر مـنـزل مـقـصـود بریم ، تا دانشمندى روشنفكر و پرهیزكار، سپیدى را از سیاهى ها باز ننماید و شب را از روز امتیاز ندهد و نقاب ظلمت از چهره نور فرونكشد، ما همچنان حیرت زده و راه گم كرده خـواهـیـم مـاند، او همان دانشمند روشنگر و روشن بینى است كه گویا و بینا و شنواست . او كسى اسـت كـه آیات الهى را یكجا در پرده هاى سینه خویش پنهان ساخته است . و در نفس خود قرآنى بـزرگ و عـزیـز بـه وجـود آورده اسـت . او قـرآنـى گـویـا و شـنـوا و راه پیما و راهنماست . این گـنـجینه اسرار، كه اینجا و آنجا ذخایر گرانبهایش را گسترش دهد و تشنگان را به فرا خور خـویش سیراب كند همان پیشاهنگ سعادت و كاروان سالار ابدیت است . اوست كه پیروان خویش را به جانب مینوى جاویدان راهبرى خواهد كرد.(5)
درسـت هـمین ویژگی ها است كه زهرا(سلام الله علیها) را به دفاع از على (علیه السلام) برمى انگیزاند. دفاع حضرت زهـرا(سلام الله علیها) از امـیـر مـؤمـنـان نـسبت به زمامدارى جامعه اسلامى ، دفاع شخصى و خصوصى نبود، بلكه دفاع یك زن مسلمان متعهد و مسؤول از حق عظیمى بود كه غصب شده است . فاطمه (سلام الله علیها) چون حـق حـكـومـت را از آن عـلى (علیه السلام) و اهـل بـیـت پـیـامبر(صلی الله علیه و آله) مى دید به دفاع از آن حضرت پرداخت و هـشـدارهـاى خـود را مـتـوجـه كـسـانـى كـرد كـه بـا اقـدام نـابـخـردانـه خـود حـاصـل تـلاشـها و مجاهدت هاى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را به بازى گرفته اند و اعلام خطر با نویى رنـجـدیـده اسـت كـه بـا شـجـاعـتـى وصـف نـاشـدنـى و اسـتـقـامـتـى سـتـودنـى در مـقـابـل مـنـحـرفـان مـى ایستد و امت اسلامى را از آینده مبهم و تاریك كه با انحراف در رهبرى در انتظار آنان است بر حذر مى دارد.
پی نوشت ها:
1. اصول كافى ، ج 2 ، باب دعائم الاسلام ، ح 5 .
2. الذخیره فى علم الكلام ، ص 495 .
3. زندگانى فاطمه زهرا(سلام الله علیها) ، سید جعفر شهیدى ، ص 128 .
4. همان ، ص 129 .
۵. احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 147 .
لقمه حرام قاتل واقعی امام حسین علیه السلام
فَلْینْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ
انسان باید به غذای خویش بنگرد! «عبس/24»
راز قتل امام حسین علیه السلام درآیه کریمه یاد شده نهفته است!
خواهید پرسید چرا و چگونه؟
پاسخ را با یک سوال آغاز می کنیم:
چرا خداوند متعال خطاب به ابنای بشر می فرماید: انسان باید به غذای خویش بنگرد؟
در این نگریستن چه رازی نهفته است که حضرت باری تعالی در خطابی امر گونه و به تعبیر اهل اجتهاد نزدیک به وجوب انسان را بدان فرا می خواند؟
ممکن است بگویید غایت خداوند در شریفه یاد شده این است که انسان را به تامل در نحوه پیدایش و چگونگی آفرینش غذا فرا خواند.
ونیز ممکن است همچون اهل طب ظاهر آیه را گرفته بگویید:
نگاه به غذا در حین تناول طعام، موجب ترشح غدّه های بزاقی در سطح دهان و معده شده در نتیجه انسان مبتلا به سوء هاضمه نمیشود چنانکه یافته ای پزشکی نیز موید این مدعاست.
با نگاهی ژرفتر می توان باطن آیه را کاوید و گفت:
طعام کنایه از دانش است و آدمی باید به دانش خود بنگرد و ببیند علمش را وامدار چه کسی است و از که می ستاند.
همه آنچه گفته شد البته در جای خود درست است و قابل اعتنا؛ اما برداشت دیگری نیز وجود دارد که به جهاتی اندکی درستتر می نماید.آن برداشت سوم این است که انسان آنگاه که بر سفره طعام می نشیند می بایست کمی اندیشه کند و بنگرد این غذایی که بر سر سفره گذاشته اند آیا حلال است یا حرام؟

اکنون به پاسخ سوال ابتدایی خود تا حد زیادی نزدیک شدیم. با نگاهی به خطبه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، به خود حق می دهیم که بگوییم: غذای حرام و حتی شبهه ناک بود که امام حسین علیه السلام را کشت.
آری! این ادعا به هیچ روی گزاف نیست چه آنکه در روز عاشورا پس از آن که هر دو سپاه آماده پیکار شدند عمر سعد دستور داد تا لشکریانش پرچمهای خود را برافرازند و بر طبل جنگ بکوبند.
سید الشهدا با دیدن این صحنه از خیمه گاه بیرون آمد و در برابر صفوف دشمن ایستاد؛ آنگاه به قصد موعظه از ایشان خواست تا سکوت اختیار کنند و به سخنان وی گوش فرا دهند؛ ولی آنها با همهمه و هلهله نگذاشتند که صدای امام به لشکریان برسد.
حضرت ناگزیر خطاب به ایشان فرمود : "ویلکم ما علیکم أن تنصتوا إلی فتسمعوا قولی...؛ وای بر شما! چرا گوش فرا نمی دهید تا سخنم را بشنوید که هر کس از من پیروی کند نیکبخت است و هر کس راه عصیان پوید بی شک در جرگه هلاک شدگان فرو خواهد افتاد. و شما که به گفتارم گوش فرا نمی دهید البته عصیانگری بیش نیستید.
در اثر هدایای حرامی که دریافته اید و در نتیجه غذاهای حرام و لقمه های غیرمشروعی که شکم های خود را از آن انباشته اید، اینگونه خداوند بر دل های شما مهر زده است. وای بر شما! ...
آری! اگر نبود "ملئت بطونهم من الحرام" چه کسی این گستاخی را داشت که جگر گوشه پیامبر(ص) را سر بریده آنگاه بر فراز نیزه ها در هر کوی برزن بچرخاند و پیوسته هتک حرمت کند؟!
حال که کم کم سر و کله سال 90در حال پیدا شدن است و دیگر باید نسخه سال 89 پیچیده شود بهتر است واپسین نگاه هایمان را به سالی که گذشت بیندازیم، به اتفاقات خوش و ناخوشی که رخ داد، به اشتباهاتی که مرتکب شدیم، محبتهایی که کردیم و جاهایی که بیهوده خشمگین و عصبانی شدیم،کوتاهی هایی که نسبت به خودمان و اطرافیان مان انجام دادیم و یا اتفاقات خوشایندی که برایمان افتاد.....

لذا شاید لازم باشد همانطور که به رسم خانه تکانی شب عید، گنجه ها را از لباسهای کهنه خالی می کنیم، فرشها را برای شستن راهی پشت بام می کنیم و گردگیری در و دیوارخانه ها را با جاروهای بلند آغاز می کنیم، وقت آن هم باشد که صفایی به دل و جان داده و اشتباهات گذشته را با لباسهای بنجل شده، دور ریخته و در عوض خاطرات و اتفاقات خوشایند سال 89 را گردگیری کرده و بر روی طاقچه دل بگذاریم.
برای رسیدن به این منظور لازم است که نگرشتان را نسبت به اتفاقات سال گذشته تغییر دهید و سعی کنید فقط جنبه های مثبت آن را در نظر گیرید. در مورد درسهایی که در سال گذشته گرفتید خوب فکر کنید و احساس تاسف نکنید. سعی کنید با خاطراتی خوش از سال 89 خارج شوید. یکی از روشهای پیشنهادی برای فراموش کردن اتفاقات بد و ناگوار سال گذشته این است که تقویم سال گذشته را که یادآور اتفاقات بد و منفی است از بین ببرید و دور بیندازید.
البته این کار یک فعل نمادین است و اصل اقدام این است که سعی نمایید اشتباهاتی را که در گذشته مرتکب شده اید را فراموش کنید و همچنین کسانی را که در حق شما بدی و ظلم کرده اند را ببخشید. رنجش ها ، ناراحتی ها و خشم نسبت به اطرافیان بزرگترین مانع بر سر راه شادی و لذت بردن شما از ایام نوروز و شروع سال جدید خواهد بود.
توانایی های خود را به درستی شناسایی کنید و آنچه را که می توانید، تغییر دهید. برای مثال
ممکن است شما جز آن دسته افرادی باشید که از وضعیت تحصیلی، شغلی، تفریحی، ارتباطات، مسایل جسمانی خود و بسیاری موارد دیگر ناراضی باشید و در این حالت به خودتان قول دهید که حتما این موضوع را در سال جدید به طور معجزه آسایی حل خواهید کرد اما در سالهای گذشته دیده اید که در کمال تاسف پایان سال خود را در همان نقطه آغاز می یابید. شاید موارد مذکور برای همه ما آشنا باشد یعنی رویا پردازی و سپس نا امیدی.
در واقع مهمترین مشکلی که در رابطه با تصمیمات ما برای سال جدید و هر زمان دیگری وجود دارد این است که اولا این خواسته ها بسیار نامفهوم و مبهم و کلی هستند و ثانیا به آنها تعهد لازم را نداریم. همچنین به طور نامناسبی تنها بر جنبه های منفی موضوع متمرکز می شویم. از این طریق است که در تصمیم گیری های سال جدید ممکن است که دچار اشتباه و مشکل شویم لذا با در نظر گرفتن این موارد (یعنی هدف گزینی روشن و دقیق و همچنین ایجاد حس تعهد نسبت به آنچه می خواهیم انجام دهیم)، است که می توانیم در دست یابی به اهداف خود موفق تر و امید وار تر باشیم.
در واقع مهمترین مشکلی که در رابطه با تصمیمات ما برای سال جدید و هر زمان دیگری وجود دارد این است که اولا این خواسته ها بسیار نامفهوم و مبهم و کلی هستند و ثانیا به آنها تعهد لازم را نداریم.
از طرف دیگر هر چه را که نمی توانید تغییر دهید بپذیرید. مسلما زمان دکمه بازگشت ندارد بنابراین اشتباهاتی را که مرتکب شده اید قابل محو کردن نیستند؛ سعی کنید واقعیت را پذیرفته و در سال جدید دیدگاه جدید را اتخاذ کنید. این تصمیم به شما کمک می کند تا تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید. برای مثال برخی از افراد که چنین تصمیماتی را اتخاذ کرده اند به دنبال تحصیل می روند، برخی به دنبال کسب مهارت جدید هستند و برخی دیگر مراودات و ارتباطات خانوادگی شان را تغییر و ارتقا می دهند.
شاید این تصمیم گیری چالش برانگیزترین و اولین اقدامی باشد که در کسب سلامت روان به شما کمک خواهد کرد؛ چرا که با در نظر داشتن آنها، درباره خواسته های خود واقع بین و منطقی تر خواهید بود و لذا یا با شکست مواجه نمی شوید و یا اگر با شکستی هم مواجه شدید با تجربه گرفتن از این شکست پلی برای پیروزی می سازید.
لذا سعی کنید در سال جدید افکار و خاطرات و تصاویر ناخواسته را که جز خستگی نتیجه دیگری برای ذهن به بار نمی آورد، دور بریزید لذا برای ذخیره انرژی روانی باید خانه تکانی ذهنی کرد و ذهن را از خاطرات نامناسب و نامطلوب خالی ساخت و آرام و پرانرژی به فعالیتهای سازنده پرداخت. با این خانه تکانی، ذهن و روح شما پر از مهمانهایی خواهد شد که به دعوت شما در ذهن تان حضور دارند و به شما انرژی مثبت می دهند و شما را شاد می کنند به این ترتیب در سال جدید از وجود افکار منفی و خاطرات ناخوشایند خبری نخواهد بود. منبع:تبیان
تأثیرات محیط شغلی
محیط های شغلی سازنده
1. فضای باز و سیر آفاق :
هر محیطی که انسان در آن باشد، هم نقش سازندگی و هم نقش تخریبی دارد. هیچ ارتباطی هم با کار انسان ندارد. ممکن است شغل تو خوب باشد امّا محیطی که داری در آن کار میکنی، خوب نباشد.
مثلاً در مورد نقش سازندگی شغل زراعت، همین روایتی است که حضرت فرمودند: «مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا زَرَّاعاً» انبیا زراعت میکردند. شما اگر بروید در تاریخ انبیا نگاه کنید، میبینید که اکثر انبیا چوپان بودند، هم زراعت میکردند و هم چوپانی؛ یعنی بیابانگرد بودند. تا به حال فکر کردید که چرا اینها سر به بیابان گذاشته بودند؟ پیغمبر اکرم ما هم وقت نزول وحی، تنها، در غار حراء بودند.خودِ پیغمبر هم چوپانی میکرد.
چرا انبیا شغل زراعت و چوپانی را انجام میدادند؟ چون محیط این شغلها یک محیط زنده کننده بُعدِ معنویِ انسان است. محیط بیابان برای انبیا نقش سازندگی داشته است.
مشاهده بیابان سیر آفاقی است :
ما در باب بُعد معرفتی مان یک سیر داریم که باید در آن قدم گذاشت و پیش رفت. تعبیر قرآنی آن این است سیری داریم که این سیر، سطح معرفتیی انسان را بالا میبرد، این سیر هم با مشاهده است. تعبیری در آیه شریفه است که میفرماید: «سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق»1 ؛ بزرگان این تعبیر قرآنی را در قالب اصطلاح میریزند و میگویند: سِیر آفاقی و سِیر انفسی. سِیر آفاقی همین محیط هایی است که گفتیم اثر سازندگی دارند و اینها شهود است؛ «سَنُریهِم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم» قرآن سیر در آفاق را قبل از انفس میآورد و میگوید ما آیات خود را نشان میدهیم، پس مسأله شهود مطرح است.
تأثیر دیداری این مشاغل :
در باب تربیت، هم مسأله دیداری ، هم گفتاری و هم شنیداری است. در اینجا بحث دیداری است. خداوند در بیابانها، دارد در بُعد دیداری و در بُعدِ معنوی، پیامبرش را پرورش میدهد. در بیابان زخارف مادّی نیست، جاذبههای مادّی نیست که من را به خودش جلب کند، منطقهای آرام که هیچ رابطهای با مظاهر مادّیت ندارد، چشم انسان دارد میبیند. انسان در این محیط، به خصوص در شبهایش که نگاه میکند، پِی به عظمت خالقش میبرد.
ارتباط با خدا در محیط های باز و وسیع :
پیغمبرها راه میافتادند در بیابانها چوپانی میکردند، خودشان را در بُعد معرفتی تربیت میکردند. سیر آفاقی داشتند. انتخاب این شغل، برای سیرِ آفاقی او است. از مظاهر دنیایی و مادّی و از جلوات مادّیت منقطع میشدند. کوه را نگاه میکردند، آسمان را نگاه میکردند، هرجا را نگاه میکردند، میگفتند: «جلّ الخالق»، «العظمةُ لله»؛ این محیط شغلی برای شخص سازنده است.
2. محیط زندگی و محدودیتهای تربیتی:
این یک محیط، در مقابل، محیطی است که در آن مظاهر شیطانی است. یعنی آن بُعد شیطانی من را تحریک و زنده می کند. شغلم بد نیست، محیط شغلیام بد است. این محیط، روی انسان نقش دارد. دقیقاً در معارف ما اینها آمده است. حالا من به عنوان نمونه عرض میکنم که ما هم از نظر محیط شغلی و هم از نظر شهری در انتخاب شهر، به روایاتی برخورد میکنیم که عجیب است. ما روایاتی داریم که از سعادت شخص این است که شغل او در شهر خودش باشد. روایت از امام زینالعابدین(صلواتاللهعلیه) است: «قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ: إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ یَكُونَ مَتْجَرُهُ فِی بَلَدِهِ وَ یَكُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِینَ وَ یَكُونَ لَهُ وُلْدٌ یَسْتَعِینُ بِهِم»2 ؛ از سعادت فرد این است که محل کسب و کارش در شهر خودش بوده و با نیکان رفت و آمد داشته باشد و فرزندانی داشته باشد که کمککارش باشند.3
شهر خود و آبروداری :

به طور غالب اینطور است که اگر انسان در همان محیطی که زندگی کرده است، شغل او باشد، یک سنخ تقیّدات دارد. گاهی تقیّدات انسان در ربط با اعتقادات دینیاش است، گاهی نه خیلی متدیّن نیست، امّا در آن محیط، حساب آبرویش را میکند. یک سنخ از خلافکاریها را نمیکند برایاینکه از محیط زندگیاش شرم میکند. اگر شغلش در محیط زندگیاش باشد، یک سنخ خلافکاری را نمیکند، این قید و بندها وجود دارد.
اگر از این محیط به یک محیط دیگر رود بالأخره همان هواهای نفسانی، همان ابعاد حیوانی در او وجود دارد. میشود مثل یک مرغ از قفس آزاد شده، خصوصاً اگر محیط هم خراب باشد. ممکن است که هر خلافی را مرتکب شود که اگر در شهر و محله خود بود، هیچگاه مرتکب آنها نمیشد.
این موضوعی است که در جامعه ما اصلا به آن اهمیت داده نمی شود اکثرا مردم دوست دارند برای آزادی بیشتر به محیط های بزرگار بروند که راحت تر زندگی کنند اما باید دقت داشت که این راحتی به چه قیمتی است آیا آسودگی واقعی است یا یک توهم محض محیط های بزرگتر برابر است با هزینه بیشتر شلوغی بیشتر هدر رفتن وقت و هزار و یک مشکل دیگر اما افراد هرگز این ها را احتساب و تمام این مشکلات را در ازای به دست آوردن آزادی ای که نقش سازنده ای هم برایشان ندارد به جان می خرند.
جابهجایی شغلی و تحصیلی مخرب است!
جابجا شدن نه تنها برای شغل بلکه برای تحصیل هم خوب نیست این از ظرائف معارف ما است که فرد از محیط خانوادگیاش به محیط دیگر نرود. آنجا که رفت خلاف کردن، برایش آسان میشود. این جابهجاییها نقش تخریبی دارد. آن محیط بیابان، آنجا نقش سازندگی بود، بُعد معرفتی را بالا میبرد، اینجا ببین چه کار دارد میکند؟! واقعا قدر این معارف را نمی دانیم و اصلا دقت نمی کنیم. این دانشجویانی که برای تحصیل از خانواده خود دور میشوند این فاصله تأثیر خیلی زیادی روی روح و روان آن ها دارد . اما این تب دانشگاه رفتن به هر قیمتی نمیگذارد واقعیت ها دیده شود.
شغل در شهر خود مانع پرده دری است :
از سعادت شخص این است که کارش در شهر خودش باشد و از شهرخودش بیرون نرود. روی این حساب نشده است. آیا میتوان هرکس را به هرجا فرستاد؟ میدانید این کارها منشأ فساد است؟ برخی افراد از معارف دینی بی خبر هستند و با این کارهایشان جامعه را هم به فساد میکشند. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: ثَلَاثَةٌ مِنَ السَّعَادَةِ الزَّوْجَةُ الْمُؤَاتِیَةُ وَ الْأَوْلَادُ الْبَارُّونَ وَ الرَّجُلُ یُرْزَقُ مَعِیشَتَهُ بِبَلَدِهِ یَغْدُو إِلَى أَهْلِهِ وَ یَرُوح»4 سه چیز مایه خوشبختی است؛ همسر همراه، فرزندان نیکوکار و شغلی که در شهر فرد باشد و فرد پس از کار، نزد خانوادهاش رفته و با آنها خوش باشد. چنین شخصی، صبحها چشمش در خانوادهاش باز میکند و بعد به سر کار میرود. شب هم سر خانه و زندگیاش بر میگردد. آیا باز هم ممکن است خطا کند و به بیراهه برود؟
بعضیها میگویند: اسم فرزندم برای کار یا تحصیل، در فلانجا در آمده است؛ چه کار کنیم؟ گویا از این معارف، دور هستند. بگذار سر خانه و زندگیاش باشد. حداقل این است که آن حُجب و حیایی که در منطقه خودش هست، مانع میشود که یک سنخ کارهای خطا را برای حفظ آبرویش انجام دهد. همین خوب است که با این کار، پرده حیا را ندرد.
مرغ از قفس پریده!
اگر او از شهرش برود و برگردد، دیگر آدم سابق نیست. عین مرغ از قفس پریده است. همین منطقه شهر خودش، برایش یک قفس است. اینجا ملاحظه میکند، امّا اگر رفت جای دیگر، ملاحظه نمیکند، بعد هم پرده دری میکند، مگر میشود به این زودی درستش کرد. خراب کردن آسان است، ساختن خیلی سخت است.

شهيد حميدرضا ملاحسنی در سال 1344 در خانوادهاي متدين و انقلابي در تهران چشم به جهان گشود و تحت تربيت مكتب عاشورايي امام خميني (ره) رشد كرد و در سن 17 سالگي عازم مناطق عملياتي حق عليه باطل شد. وي در عمليات «والفجر 4» در حالي كه 18 سال از بهار زندگياش ميگذشت به دست دشمن بعثي به شهادت رسيد و پيكر مطهرش مفقود شد.
بنا به اظهار تنها خواهر شهيد، مدتي قبل از تدفين شهداي گمنام در اين محل، هنگامي كه ايشان به زيارت قبور مطهر شهدا در بهشت زهرا (سلام الله عليها) رفته بودند، بر سر مزار شهيد «سيداحمد پلارك» حاضر شده و عكس برادرش را به همراه اين شهيد و چند رزمنده ديگر مشاهد ميكند و شهيد پلارك را به جدهاش حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) قسم ميدهند كه عنايت بفرمايند خبري از برادر مفقودش برسانند تا خانواده از چشم انتظاري درآيند. چند شب بعد از اين توسل، خواهر شهيد در رؤياي صادقه مشاهده ميكند كه شهيد حميدرضا در منطقه پونك با جمعيت زيادي در حال حركت است، وقتي علت را از ايشان جويا ميشود، ميگويد «اينها براي تشييع من آمدهاند و بنده هم به اذن خداوند همه آنها را شفاعت مي كنم».
بر اين اساس و طي تحقيقات ميداني از مراجع مربوطه مشخص شد، يكي از شهداي گمنام تدفين شده در بوستان نهجالبلاغه با عنوان پيك گروهان شهيد باهنر، گردان عمار، لشگر 27محمد رسول الله (صل الله عليه و آله) تحت فرماندهي شهيد والامقام محمد ابراهيم همت به همراه پدرش در جبهه شركت داشته است، در جريان عمليات «والفجر4» در منطقه كوهستاني پنجوين عراق، در تاريخ 12 آبان 62 مجروح و به همراه تني چند از همرزمان به دست نيروهاي بعثي افتاده است و طبق اعلام نيروهاي اطلاعاتي ايران، بعثيها مجروحين را به شهادت رسانده و در شهر «سيد صادق» عراق به خاك سپردهاند.
استاد اصغر طاهر زاده متولد 1330 می باشند. ایشان پس از اخذ دیپلم در سال 1350، در رشته زمین شناسی وارد دانشگاه اصفهان شدند و در همین سال پس از آشنایی با مبانی فکری امام خمینی (ره) و کتاب ولایت فقیه یگانه محور زندگی خود را دین تعیین نمودند. (دینی که از سیاست جدا نیست.)
استاد طاهر زاده پس از فراغت از دانشگاه در حین اشتغال به کار در یکی از شرکتهای مهندسی در تهران، مطالعات حوزوی را آغاز نمودند و بالاخره به توصیه شهید بهشتی (ره) جهت کمک به تحقق انقلاب اسلامی به استخدام در وزارت آموزش و پرورش درآمدند و در کنار آن نیز مطالعات حوزوی را در قم دنبال می کردند. گرچه استاد در چند دوره مسئولیت های اجرایی نظیر معاونت پرورشی و مدیر کل آموزش و پرورش و مدیر کل بنیاد شهید استان اصفهان را عهده دار گشتند ولی همواره دغدغه اصلی ایشان توجه به فرهنگ عمیق و ناب اسلامی و فهم و ارائه آن بوده است و لذا هنگامی که احساس می کرد مسئولیت اجرایی شرعاً برایش واجب نیست کار را به دیگری می سپرد و خود به کار دینی می پرداخت که در این راستا جلسات تفسیر قرآن و نهج البلاغه و شرح روایات معصومین را طرح ریزی نمودند که تاکنون ادامه دارد.
استاد طاهرزاده عمدتاً تحت تاثیر حکمت متعالیه ملاصدرا و عرفان محی الدین است و امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) و آیه الله جوادی آملی (حفظه الله ) را برای خود نمونه خوبی از تفکر دینی و تحرک سیاسی اجتماعی میداند و معتقد است اگر سازمان فکری جامعه ما از چشمه ناب تفکر این بزرگواران سیراب شود، سعادتی را که دین اسلام برای آنها آورده ، بدست خواهند آورد و آنچه ایشان در دانشگاه و مراکز تربیت معلم و جلسات منظم هفتگی دنبال می کنند، همه و همه در راستای تحقق همین عقیده است. ایشان حدود 6سال وقت خود را صرف المیزان کرده اند و آنقدر بر روی المیزان مسلط هستند که می گفتند هر جمله ای از من بشنوید، من می توانم آدرس آن را در تفسیر المیزان بدهم.
در اصفهان استاد طاهرزاده را بیشتر به عنوان مفّسر قرآن و مسلط به المیزان می شناسند. بیشتر کتابهای استاد شهید مطهری را خیلی خوب مطالعه کرده اند و سیر مطالعه ی کتابهای شهید مطهری را پیشنهاد کرده اند. اصول کافی را مطالعه کرده اند و به شاگردانشان توصیه می کنند که از اول تا آخرش را خیلی خوب مطالعه کنند.
ایشان حدود 25 سال است که مباحث آیت الله جوادی آملی را پیگیری می کنند و حدود 5 الی 10 هزار جلسه از مباحث ایشان بهره برداند.
ادامه مطلب را حتما ً مطالعه کنید...
جهت مشاهده تصاویر فعالیت های کانون فرهنگی امام خمینی(ره)
کلیک کنید!!
تصاویرمراسم معنوی اعتکاف ایام البیض ماه مبارک رجب 1389
تصاویراردوی افتتاحیه کلاس های هسته فرهنگی- اردوگاه هلال احمر پیر بکران
تصاویرمراسم احیاء شب نیمه شعبان (89.5.4)
تصاویرکلاس های آموزشی طرح تابستان 1389 (یک نردبان تا آسمان)
گزیده تصاویراردوهای کوهگردی هفتگی کانون فرهنگی هنری امام خمینی(ره)
تصاویردیدار با حضرت آیت الله ناصری (حفظه الله) وبازدید ازاماکن فرهنگی مذهبی اصفهان(تابستان89)
اردوی اختتامیه کلاس های هسته فرهنگی تابستان 89 (قم،جمکران نیاسر)
تصاویری از فعالیت های فرهنگی کانون(غباروبی مسجد حجتیه درآستانه ماه مبارک رمضان)
تصاویر ضیافت های افطارکانون فرهنگی امام خمینی(ره) در رمضان المبارک 89
تصاویربرگزاری نماز جمعه توسط کانون فرهنگی هنری امام خمینی(ره)
تصاویرراهپیمایی با شکوه روز جهانی قدس(جمعه 89.6.12)
از سلمان رشدی تا آتش زدن قرآن!!
سالها پیش در سال 1988 میلادی نویسنده ای هندی الاصل ساکن انگلستان که تازه دارای آوازه ای به
دلیل چند کتاب جنجالی اش در باب هندوستان و پاکستان شده بود کتابی نوشت به نام ایات شیطانی.نام این نویسنده هتاک کسی نبود جز احمد سلمان رشدی.فردی که دارای روحیات بسیار خاص و پرخاشگرانه ای بود و تنفر عجیبی از اسلام و مسلمانان داشت و این را به دلیل اتفاقات سالهای جوانی اش میدانند که برای وی رخ داده بود.آیات شیطانی رمانی بود به سبک خیالپردازانه ای همراه با برداشتهایی از تاریخ و در متن آن به سبک موزیانه ای به پیامبر اسلام و فرشتگان الهی مانند جبرائیل و زنان پیامبر اسلام پرداخته شده بود.اسامی برخی شخصیت های تاریخی بر روی افراد گذاشته شده بود مانند گابریل(لاتین شده ی جبرائیل) و به شخصیتها خصلت شیطان صفتی داده شده بود و به شخص پیامبر اسلام هم صفت مردی هوس ران(العیاذ بالله).شاکله ی داستان هم بر اساس افسانه ای بود معروف به افسانه غرانیق که برخی مورخین در مورد اسلام بیان کرده بودند که همانگونه که بیان شد افسانه ای بیش نبود.این کتاب در سپتامبر 1988 توسط انتشاراتی در لندن چاپ شد و 4-5 ماه بعد از آن روزنامه ی الشرق الاوسط چاپ لندن در مورد آن افشاگری کرد و نویسنده ی آن مهدور الدم اعلام شد و خشم مسلمانان جهان برانگیخته شد.

سلمان رشدی فردی بود که کتاب بچه های شب را در مورد اوضاع و احوال سیاسی هندوستان نوشته بود و این کتاب و مترجمش در سال 1364 از وزیر فرهنگ ارشاد وقت ایران لوح تقدیر هم دریافت کرده بودند و اساسا رشدی فردی گمنام نبود اما نویسنده ای جنجالی بود مخصوصا کتابی که در مورد خانم بینظیر بوتو که در آن زمان نخست وزیر پاکستان بود نوشته بود و او را فاحشه ای سیاسی و زنی فولادین خطاب کرده بود که این کتاب در همان سالها ممنوع الچاپ در پاکستان و هندوستان اعلام شد و جنجال فراوانی را به پا کرد.
گزیده تصاویرراهپیمایی با شکوه روز جهانی قدس(جمعه 89.6.12)
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه (show picture) راانتخاب نمائید.

گزیده تصاویراردوی اختتامیه کلاس های هسته فرهنگی تابستان 89 (قم،جمکران نیاسر)
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه (show picture) راانتخاب نمائید.

اولين قدم براي اصلاح خود
براي ملاقات با حضرت پرودگار مانعي در ميان است و آن مانع بايد برطرف شود. آن مانع را پيامبرخدا(ص) به ما معرفي كردند و فرمودند: «اَعْدي عَدُوَّكَ نَفْسَكَ الَّتي بَيْنَ جَنْبَيْك» يعني؛ دشمنترين دشمنانت، نفس خودت است كه در بين دو پهلويت قرار دارد، و از اين طريق مانع اصلي ارتباط با معبود و محبوب بشر را به بشريت معرفي نمودند، و حالا براي اينكه اين مانع برطرف شود بايد مطلوبات آن را كنترل كرد، و مطلوبات آن همانهايي است كه استفاده از آنها در حين روزه ممنوع شدهاست.
پس در واقع حضرتسجاد(ع) كه ميفرمايند: محرّمات و موانع فراواني را خداوند در اين ماه قرار داد. اين محرّمات و موانع، مطلوبات نفس امّاره است، و خداوند از اين طريق ميخواهد بين مطلوبات حقيقي بندة خود و بين مطلوبات نفس امّارة او، جدايي بيفكند و اين اولين قدم راهافتادن بنده است بهسوي خدا و پيدا كردن جايگاه روزه در ماه رمضان.
تازه وقتي دوگانگي و جدايي نفس امّاره با ما روشن شد، عبادات معني خود را پيدا ميكند وگرنه چه بسا كه عبادت ميكنيم ولي نفس امّاره از آن بهرهبرداري ميكند و لذا پيامبرخدا(ص) فرمود: «لِكُلِّ شَيْئٍ بابٌ وَ بابُ الْعِبادةِ الصَّوم» يعني؛ هر چيزي را دري است و در ورود به عبادت، روزه است. چون از طريق روزه مقابل نفس امّاره ميايستيم و دشمني آن را ميشناسيم و إنشاءالله، آرامآرام دشمني آن برايمان آشكار ميشود و در همين راستا است كه خداوند در آيه 153 سوره بقره ميفرمايد: براي اينكه از كفر نجات پيدا كنيد، از صبر و صلاة كمك بگيريم. و امام صادق(ع) ميفرمايند: صبر در اينجا به معني روزه است. يعني حتي در اينجا روزه را از نماز مقدم داشت، چرا كه باب همة عبادات روزه است، تا از آن طريق جدايي بين نفس امّاره و خود انسان روشن شود و عبادات جهت حقيقي خود را طي كند.
آنچه بنده ميخواهم عرض كنم و بعد شاهد عرايضم را خطبة شعبانية حضرت رسولالله(ص) قرار ميدهم، رسيدن به اين موضوع است كه نفس امّارهاي داريم كه هر حركت و ميل ما را به نفع خودش تمام ميكند، و لذا بايد با خودِ اين نفس امّاره درگير شد و اول بايد مسئلهمان را با نفس امّارهمان حل كنيم. اين موضوع كار ميبرد و تلاش زيادي ميخواهد تا انسان بفهمد بايد با نفس امّاره در بيفتد.
گزیده تصاویربرگزاری نماز جمعه توسط کانون فرهنگی هنری امام خمینی(ره)
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه (show picture) راانتخاب نمائید.

جلسه نورانی قرائت یک جزء ازقرآن کریم

هرشب(تا پایان ماه مبارک رمضان) رأس ساعت ۲۱:۲۰
سالن مطالعه کانون فرهنگی هنری امام خمینی(ره) مسجد حجتیه
گزیده تصاویرکلاس های آموزشی طرح تابستان 1389 (یک نردبان تا آسمان)
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه( show picture) راانتخاب نمائید.

گزیده تصاویراردوهای کوهگردی هفتگی کانون فرهنگی هنری امام خمینی(ره)
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه(show picture) راانتخاب نمائید.

متن کامل کتاب هاوجزوات استاد طاهرزاده پیرامون ماه مبارک رمضان
کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا(نسخه word)
کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا(نسخه pdf)
جزوه راههای استفاده بیشتر از ماه رمضان(نسخه
word)
جزوه راههای استفاده بیشتر از ماه رمضان(نسخهpdf)
جزوه رمضان دریچه رویت (نسخه word)
جزوه رمضان دریچه رویت (نسخه pdf)
گزیده تصاویردیدار با حضرت آیت الله ناصری (حفظه الله) وبازدید ازاماکن فرهنگی مذهبی اصفهان(تابستان89)
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه(show picture) راانتخاب نمائید.
گزیده تصاویر ضیافت های افطارکانون فرهنگی امام خمینی(ره) در رمضان المبارک 89
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه(show picture) راانتخاب نمائید.

گزیده تصاویرغباروبی مسجد حجتیه درآستانه ماه مبارک رمضان
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه(show picture) راانتخاب نمائید.

گزیده تصاویر مراسم احیاء شب نیمه شعبان ۸۹
درصورت عدم مشاهده هر تصویر برروی آن کلیک راست کرده وگزینه ) show picture) راانتخاب نمائید.


شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه
از امام محمدباقر علیهالسلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شبها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مىفرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مىآمرزد. پس سعى و كوشش كنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله. پس كوشش كنید در دعا و ثنا بر خداى تعالی و از جمله بركات این شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت صاحب عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سال دویست و پنجاه و پنج در سامراء واقع شده و باعث مزید شرافت این شب مبارك شده است .
براى این شب چند عمل وارد شده است:
1- غسل، كه باعث تخفیف گناهان مىشود.
2- احیاء این شب به نماز و دعا و استغفار. و در روایت است كه هر كس این شب را احیا دارد؛ نمیرد دل او در روزى كه دلها بمیرند.
3- زیارت امام حسین علیه السلام است كه افضل اعمال این شب و باعث آمرزش گناهان است و هر كس بخواهد با او مصافحه كند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت كند آن حضرت را در این شب و اَقَلِّ زیارت آن حضرت آن است كه به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر كند پس سر به جانب آسمان بلند كند و زیارت كند آن حضرت را به این كلمات: "اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ." و هر كس در هر كجا باشد در هر وقت كه آن حضرت را به این كیفیت زیارت كند امید است كه ثواب حجّ و عُمره براى او نوشته شود .
4- خواندن دعایی كه شیخ و سیّد نقل كردهاند و به منزله زیارت امام زمان صلوات الله و سلامُه عَلَیْهِ است.
اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا (هذِهِ) وَ مَوْلُودِها
خدایا به حق این شبى كه ما در آنیم و به حق آن كس كه در آن به دنیا آمده(ادامه در مفاتیح الجنان...)
5- دعای تعلیم داده شده از حضرت صادق علیه السلام در شب نیمه شعبان .
اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ الْخالِقُ خدایا تویى زنده پاینده والاى بزرگ آفریننده(ادامه در مفاتیح الجنان...)
6- خوانده شود؛ دعایی که حضرت رسول صلى الله علیه و آله در این شب مى خواندند:
اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِكَ ما یَحُولُ بَیْنَنا
خدایا بهره ما كن از ترس خود بدان اندازه كه حائل شود میان ما(ادامه در مفاتیح الجنان...)
7- صلوات هر روز را كه در وقت زوال وارد شده خوانده شود.
8- دعاى كمیل را كه در این شب وارد شده است، خوانده شود.
تبلور عفت در زندگی حضرت زهرا(س)
سه کلید طلایی تقویت ترس از خدا...
حجاب یادگار فاطمه...
آقای فرهادی به شما "اسکار" دادند و "احمدی روشن" را از ما گرفتند...
زینب بزرگ همچون خدیجه...
غیبت پشت سر مسئولین
جغرافیای تولید علم دنیا در حال تغییر است!!
شهیدی که نشانی مزارش را برای مادرش نوشت!!
سو گواری بزرگ شب های آسمانی (محرم 1390)
عزاداری واقعی چیست ؟و عزادار واقعی کیست ؟
چه كنیم گناه نكنم؟!
طلیعه نور هدایت (ویژه ولادت حضرت امام رضا علیه السلام)
وقتي تب رأي به خليج فارس داغمان ميکند!!!
شب قدر چه درخواستی کنیم؟
روزه عامل باز دارنده از گناه

