
قاتل واقعی امام حسین علیه السلام
نون حلال سیری چند؟
گفتارهای معنوی استاد طاهرزاده
***.:.لینک تصاویر کانون.:.***
تهاجم فرهنگی
تفحص در سرزمین ملائک
دانلود کتاب هاوجزوات استاد طاهرزاده
پیام های فاطمه(س)درباره ولایت
چه كنیم گناه نكنم؟!
اگر میخوای توبه کنی؛ بسم الله!!
سلسله مباحث تربیتی آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی
ماه شعبان وفرصتی دوباره...
از سلمان رشدی تا اهانت به قرآن کریم
استاد طاهر زاده کیست؟
داستانهايي از زندگاني رهبر فرزانه انقلاب
برگی از زندگی بزرگان علم وفقاهت
عيدقربان نماد قرباني نفس
اعلام هویت توسط یک شهید گمنام...
این ذکر را 9بار بگو و به 9 نفر بفرست...
شب قدر
زینب بزرگ همچون خدیجه...
اسکار و احمدی روشن!
خبرهای فرهنگی کانون فرهنگی امام خمینی (ره)
دانشگاه اسلامی!!!
انتظار موعود
در باغ شهادت ...
امام رضا (ع)
گسترش سالن مطالعه وکتابخانه عمومی کانون
می خوای بدونی چه جور آدمی هستی؟
غدیر چشمه آغازین سیراب بشریت
کرامات ائمه اطهار(علیهم السلام)
سوگواری بزرگ شب های آسمانی
غزه آزمایشی بر عاشورایی بودن ما
ماه محرم؛يكي ديگر از ماه هاي خود سازي
شما چقدر به تقویت اسرائیل وصهیونیزم کمک کرده اید!!
گرامیداشت ایام الله دهه مبارک فجر
تصاویری ازراهپیمایی با شکوه 22بهمن
نامه ای به دوکوهه ...
ارزشهای وبلاگی- وبلاگ های ارزشی
سید مرتضی آوینی
راهیان نور
حضرت زهرا (س)
فرهنگ ایثاروشهادت
اندرز های اخلاقی
اين الرجبيون..؟ ( در فضیلت ماه رجب)
مراسم معنوی اعتکاف
رمضان ماه رحمت ومغفرت
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
این وبگاه متعلق به کانون فرهنگی هنری امام خمینی(ره)مسجد حجتیه شهرستان فلاورجان می باشد وجایگاهی است در جهت نشر مطالب فرهنگی مذهبی .
روزى فاطمه(علیها السلام) به من فرمود: من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندى براى دفن مى برند، و تنها پارچه اى بر او مى افکنند که حجم بدن از پشت آن نمایان است ناخرسندم .

بدون تردید در میان زنان و بانوان اسلامی ، فاطمه زهرا (علیها السلام) محبوبترین چهره دینی ، علمی ، ادبی ، تقوایی و اخلاقی در میان مسلمانان و دیگر مردم جهان به شمار می رود .
شخصیت فاطمه زهرا (علیها السلام) ( سیده نساء العالمین ) اسوه و الگویی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضیلت است . حضرت زهرا (سلامالله علیها) هم در سخن ، معلم حجاب بود ، هم در رفتار ، اسوه عفاف .
سوال: چگونه عفت در زندگی حضرت زهرا(سام الله علیها) نمود پیدا کرده بود؟
جواب: مقام عفت ایشان به آن حد بود که در کتاب ذخائرالعقبی از اسماء بنت عمیس داستان عجیبى به این شرح نقل شده است: روزى فاطمه(علیها السلام) به من فرمود: من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندى براى دفن مى برند، و تنها پارچه اى بر او مى افکنند که حجم بدن از پشت آن نمایان است ناخرسندم.
اسماء گفت: من در سرزمین حبشه چیزى دیده ام که با آن جنازه مردگان را حمل مى کردند، سپس شاخه هایى از درخت نخل را برداشت و به صورت تابوت مخصوصى درآورد که پارچه اى را روى چوب هاى آن مى افکندند، و بدن را درون آن مى گذاردند، به گونه اى که بدن پیدا نبود.
هنگامى که فاطمه بانوى بزرگ اسلام(علیها السلام) آن را مشاهده کرد فرمود: بسیار خوب و عالى است (و هنگامى که من از دنیا رفتم مرا با آن بردارید)...
و در ذیل همین حدیث آمده است: هنگامى که فاطمه(علیها السلام) چشمش به آن افتاد تبسم فرمود، و این تنها تبسم او بعد از وفات پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بود!(1)
ابونعیم در حدیثی از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى کند که روزى رو به یارانش کرد و فرمود:
«مَا خَیْرُ لِلْنِساءِ»؛ (چه چیزى براى زنان از همه بهتر است)؟
یاران ندانستند در جواب چه بگویند.
امام على(علیه السلام) به سوى حضرت فاطمه(علیها السلام) آمد و این مطلب را به اطلاع او رسانید.
بانوى اسلام گفت: چرا نگفتى: «خَیْرٌ لَهُنَّ اَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لاَ یَرَوْنَهُنَّ» ؛ (از همه بهتر این است که نه آنها مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را) (با آنها جلسات خصوصى نداشته باشند).
امام على(علیه السلام) بازگشت و این پاسخ را به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) عرض کرد.
پیامبر فرمود: «مَنْ عَلَّمَکَ هذا» ؛ (چه کسى این پاسخ را به تو آموخت؟)
عرض کرد: فاطمه(علیها السلام) .
فرمود: «اِنَّها بَضْعَةٌ مِنِّی» ؛ (او پاره وجود من است).(2)(3)
بانوان محترم باید به مسأله محرم و نامحرم با تمام وجود دقت کرده، آن را رعایت کنند؛ چرا که در صورت عدم رعایت، فرجام ناشایست آن دامنگیرشان خواهد شد. اساسا امنیت اخلاقی جامعه در گرو حفظ حریم زنان و مردان نامحرم است.
حفظ ایمان، آرامش درونی، سلامت جسمانی، استحکام بنیان خانواده ها، عزت و...

ابتدا باید توجه کنیم که معنای ترس از خدا چیست؟ ترس از خدا به معنای ترس از مسؤولیت هایی است که انسان در برابر او دارد . ترس از این که در ادای رسالت و وظیفه خویش کوتاهی کند و به خوبی وظیفه اش را انجام ندهد و به عبارتی، ترس از گناهان خود است. حضرت علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «و لا یخافن الا ذنبه؛ هیچ یک از شما ترس نداشته باشد مگر از گناه خویش.»(نهج البلاغه، کلمه قصار 82 )
در کتاب های اخلاقی علمای ما بسیار آمده است که باید از خدا ترسید و این خوف از خدا یعنی شناختن او و درک عظمتش و از طرف دیگر هم شاهدیم که همین نترسیدن مردم از خداوند متعال باعث گستاخی انسان ها شده و سر به طغیان برداشته اند .
مشکل اینجاست که خیلی از مردم رحمت خداوند را به خوبی لمس کرده اند و به همین خاطر در کرم و بخشش او طمع می کنند این طمع در رحمت خدا از مکرهای شیطان است مسأله امید همراه با شناخت و عمل بسیار متفاوت از طمع بدون عمل است اینها دو مقوله جدایند یکی از فضایل و نیکی هاست و دیگری از رذایل است .
اکنون باید دید چگونه ما انسان های طمع کار می توانیم ترس از خدواند متعال را در وجود خود بارور کنیم چگونه می توانیم پیش از آنکه آن روی سکه به ما نشان داده شود خود با در دل داشتن ترس از خدا بیمه کنیم؟
خوف از خدا ممکن است منشأ فراوانى داشته باشد، ولى سرچشمه هاى عمده آن سه چیز است:
1ـ معرفت اللّه، انسان وقتى کنار کوه بلندى و یا دریاى وسیع و خروشانى قرار مى گیرد، خوفى در دل او ایجاد مى شود وحشتى به او دست مى دهد، نه به خاطر اینکه ضررى متوجه او مى شود، بلکه این درک عظمت است، موجود کوچک وقتى عظمت موجود بزرگى را درک کند خائف مى شود، مثلا وقتى ساختمان عظیمى را مى بینیم و آسمانخراشى را ملاحظه مى کنیم، خائف مى شویم. این براى چیست؟ چرا وقتى در برابر بزرگى قرار مى گیریم با اینکه فرد خوبى است ولى ...

بارها گفته اند روی به هر کس منمای تا تامل نکند دیده هر بی بصیرت "سعدی"
به تازگی بعد از شروع هر ترم جدید مسائلی برای برگزاری همایش ها،کرسی ها و مناظره ها در دانشگاه ها مطرح میشود که مهم بودن آنها در طول تاریخ چه در جوامع اسلامی و چه در جوامع غیر اسلامی اثبات شده است و حکم شرعی آنها نیز روشن است ولی حرف بر سر چگونگی اجرایی کردن آنها بسیار است.
در این میان برخی که خود را روشنفکر میدانند و شاید هم این احکام به مذاقشان خوش نمی آید حرف هایی میزنند از قبیل اینکه: نسل جدید تنوع طلب و متفاوت است،این نسل اسلام را جدید میخواهد و شاید گاهی هم اسلام را آمریکایی میخواهد و... که اگر خدا قبول کند من و امثال من هم از این نسلیم ولی مهم نیست ما چه میخواهیم!همیشه مهم بوده که آنهایی که مخالفند چه میخواهند حتی برای خود ما! چون فقط به جذب فکر می کنیم و پرورش آنهایی که هستند به حاشیه رفته...
به عبارات زیر بدون هیچ چینش خاصی توجه کنید:
"خدا- اسلامی سازی دانشگاهها- تفکیک جنسیتی- بندگی- فمینیسم-اختلاط دختر و پسر- سکولاریسم- شهادت- حجاب- پیشرفت تکنولوژی- چادرهای متنوع و رنگارنگ!"
این کلمات پر کاربرد وکاملا مرتبط به هم که این روزها از فرط به کارگیری دیگر کسی به خاطر نمی آورد معنای حقیقی آنها چیست،کلماتی که تبدیل به عنوانهایی برای تشکیل تجمعات پرمخاطب،بدون محتوای درست وبی نتیجه شده است و "زن" درهمه ی این موضاعات مسئله اصلی است.
دستورات و اقداماتی در این راستا صورت گرفته است که گزارش می شود:
1.کتابی آسمانی بر رسول خدا(ص) نازل شد که در سوره های آن کتاب مثل" احزاب ونور" به این مسائل پرداخته شده است و عده ای در کره ی خاکی میگویند که به قرآن یقین دارند ودستوراتش را به جان میخرند،مثل همه ی ما که می دانیم " فلا تخضعن بالقول..." و رعایت هم میکنیم!
2.مولایی به نام سید علی(روحی فداه) مدام توصیه هایی میکند که جوانانی مانند من که ادعای ولایی بودن داریم فقط گوش میدهیم و وقتی برای شنیدن نداریم:
-در جمع پزشکان زن1368:حجاب یک مسئله فرعی نیست،این مسئله بسیار مهم است.
-در کنگره حجاب 1370:اگر بحث پوشش زنان متاثر از غرب شود،خراب میشود مثلا اگر فکر کنیم میتوانیم حجاب داشته باشیم اما چادر نباشد غلط است،البته میتوان محجبه بود وچادر نداشت ولی آنجا هم باید مرز را بشناسیم.
-درجمع پرستاران زن1373:اگر آن مرزی که در جامعه برای اختلاط زن ومرد وجود دارد رعایت نشود ،اسلام سختگیری میکند.
-درجمع روسای دانشگاهها1383:اگر جوانها را به راهی کشاندند که غریزه طبیعی...
«حقیقت این است که کسب توفیق در جشنواره های خارج از کشور، ارزشی را اثبات نمی کند. آنها به تکنیک محض جایزه نمی دهند و راهشان نیز با ما متفاوت است. تکنیک و محتوا را نیز نمی توان از یکدیگر تفکیک کرد و چون این چنین است، پر روشن است که آنها کدامین فیلم ها را می خواهند.»
شهید سید مرتضی آوینی
آقای اصغر فرهادی شما که"جدایی نادر از سیمین " را ساختید و اسکار هم گرفتید،مبارکتان باشد!ولی من هم چند کلمه ای با شما حرف دارم...
برادر اصغر!
اینجا بعضی ها میگویند شما به قصد اعتراض و دشمنی با آرمانهای ملت این فیلم را ساخته اید وبرخی هم میگویند شما بهترین فیلم سینمای ایران را ساخته اید. ولی من با این حرفها کاری ندارم با اینکه فیلم شما، من و ملت من را دروغگو میخواند وتنها راه رهایی را مهاجرت به خارج میداند،با اینکه درذهن شما چادر زیبای ما که از پاک ترین گوهر آفرینش یعنی مادرمان زهرا(س) به ما به ارث رسیده، گره خورده با فقر و بی فرهنگی،خشونت وبدبختی،با اینکه بازیگران فیلم شما درمصاحبه با رسانه های بیگانه به عدم امکان پخش صحنه های مبتذل در سینمای ایران اعتراض میکنند و با اینکه آقای شمقدری با شوق فراوانی فیلم شما را تحسین میکند،با اینکه بنیاد فارابی هزینه ی فیلم بعدی شما را تضمین میکند و با اینکه شما برنده جایزه جشنواره فجر شدید وبا اینکه حرف های حاتمی کیا در برنامه" راز" سانسور میشود تا به شما و فیلمتان بر نخورد وبا اینکه شما ادعا داشتید هرچه دارید از مردم است، هیچ کاری ندارم،فقط میخواهم برایتان بنویسم وقتی که ایران نبودید اینجا چه گذشت!
وقتی شما آن طرف تر از آب ها برای معرفی فیلمتان درمحافل سینمایی حضور پیدا میکردید و وقتی گره ی کرواتتان را در آینه محکم میکردید اینجا در خیابان شریعتی،روبه روی یکی از دانشکده ها انفجاری رخ داد!
وقتی شما به عنوان مرد مسلمان دستان نامحرم آنجلینا جولی را با افتخار و با لبخند می فشردید اینجا پسری به نام"علیرضا روشن" یتیم شد و زنی با صلابت اعلام کرد که به همسر "شهیدش" می بالد!
وقتی شما قند در دلتان آب میشد که قرار است جایزه "اسکار" بگیرید ما اینجا با چفیه های مشکی به بدرقه شهیدانمان رفتیم!
برادر اصغر، ببخشید یادم رفت که شما دیگر برادر ما نیستید!
همان هایی که به شما اسکار دادند علیرضای ما را هم یتیم کردند.
آقای فرهادی وقتی شما ودوستانتان که به نشانه ی تمدن از گردنشان پاپیون آویزان کرده بودند قه قه می خندیدید و بر مجسمه طلایی بوسه میزدید ما اینجا با حاجی بخشی وداع کردیم!
راستی نه نه علی را میشناختید؟ شاید او برایتان دعا کرد که اسکار را برنده شدید! خداکند نه نه علی از شما به علی اش چیزی نگوید.شما که نبودید او هم رفت پیش علی اش...
با خودتان فکر کرده اید که چرا فیلمتان مورد توجه غرب قرار گرفته است؟به نظرتان اگر فیلمی از نکات مثبت جامعه ایرانی می ساختید با کیفیت بالا-بازهم به شما اسکار می دادند؟؟؟
آقای فرهادی مگر شما فرزند این خاک نبودید؟مگر برای این ملت فیلم نساختید؟پس چه شد که زبان به تشکر از"مایکل بارکر" گشودید و فراموش کردید همت،باقری وباکری را؟؟؟ نکند اینها را نمیشناسید؟؟؟
ما هم به سبک خودمان فیلم ،هنر و جشنواره را میفهمیم ولی بی تعارف میگویم که "گول" خوردید و ارزان فروختید! شما با آنجلینا جولی دست حرام دادید و ما اینجا با فرشتگانی به نام"شهید" دست بیعت دادیم و افسوس که دیگر وقتی برای جبران ضررتان نیست...

حضرت زینب كبری علیهاالسلام در سال ششم هجری پس از صلح حدیبیه و دو سال پس از تولد حماسه ساز نهضت عاشورا؛ حضرت امام حسین علیه السلام در روز پنجم جمادی الاول سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود.
این درّ گرانبهای نبوی و علوی پس از مادرش، مظهر وجودی پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام گردید، و به حق ایشان را زینب یعنی زینت پدر نامیدند.
او در خانواده ای كه به طهارت و پاكی شهرت داشت، دیده به جهان گشود؛ همان محفلی كه آیه «انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا» همواره بر عصمتش صحه می گذارد، خانواده ای كه ملائكه غبار در و دیوارش را به تبرك بر دیدگان می نهند و بر آن مباهات می كنند. او را ام كلثوم كبری و صدیقه صغری می خواندند ضمن آنكه نسب نبوی ، تربیت علوی و لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، به گونه ای كه با عنوان «عقیله بنی هاشم» نیز خطاب می گردید.
تولد عقیله بنی هاشم با سفر پیامبر همزمان شده بود، از این روی مادرش فاطمه علیهاالسلام از علی علیه السلام خواست نامی برای این نوزاد تعیین كند، اما پدر این امر را به بازگشت پیامبر واگذار كرد. وقتی پیامبر از سفر برگشت ضمن ابراز خشنودی و خرسندی فرمود: «فرزندان فاطمه فرزندان من هستند، اما خداوند، خود درباره آن تصمیم می گیرد.» جبرییل امین الهی نازل شد و سلام خداوند را به رسول پاكش ابلاغ كرد و گفت: باری تعالی می فرماید: «نام این دختر را زینب بگذار كه این نام را در لوح محفوظ نوشته ام» آن گاه رسول خدا زینب علیهاالسلام را در آغوش گرفت، بوسید و فرمود: «به همه سفارش می كنم این دختر را احترام كنید كه او نیز همچون خدیجه است ».
و دیری نپایید كه زینب علیهاالسلام بسان خدیجه كبری در راه اعتلا و سرافرازی اسلام تمامی مصایب و بلایا را تحمل كرد و با صبر و استقامت و ایثار زمینه رشد و تعالی این دین مقدس را بیش از پیش فراهم ساخت. ایشان در دوران عمر با بركت خویش، مشكلات و رنجهای زیادی را از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخی چون اسارت و... را تحمل كرد و همین سختی ها از او فردی صبور و بردبار ساخته بود.
صبر زینب؛ صبری خداپسندانه، هدفدار و اندیشمندانه بود. شخصیت ذاتی زینب كبری از بدو تولد تا لحظه رحلت عامل مهمی است كه حیات سراسر افتخار این بانوی عزیز نبوت و امامت را از دیگر بانوان جدا ساخته و در تمامی فراز و نشیبها فطرت خداشناسی و اوصاف رحمانی در وجودش تبلور یافته است و از این رو در صبر و مقاومت، پاكدامنی و عفاف، پشتكار و ایمان، زهد و پارسایی و... زبانزد خاص و عام شده است.
زینب كبری علیهاالسلام را باید نمونه بارز زاهد كامل دانست. او هرچند همسرش از ثروتمندان كم نظیر عرب به شمار می آمد، اما از همه زیبایی های دنیا چشم پوشید و برای رضای خدا و یاری نهضت مقدس برادر ، راه كربلا را در پیش گرفت و در این راه چون كوهی استوار و پا برجا...

هر کس با توجه به موقعیت اجتماعی و شیوه زندگی ممکن است نسبت به برخی آفات بیشتر در خطر باشد، بنا بر این لازم است نسبت به آنها حساسیت ویژه ای به خرج دهد تا گرفتار نشود. غیبت گناه کبیره ای است که دایره رواج آن بسیار گسترده و غفلت از موارد آن منجر به افتادن در این چاه می گردد.
در نوشتار ذیل، درباره غیبت، نکاتی پندآموز را در بیان بزرگان و علمای ربانی می خوانیم.
«آیت الله حق شناس» فرمودند:
«باید ببینیم محرماتى كه ممكن است در معرض آن قرار گیریم چه چیزهایى هستند وتصمیم بگیریم از آنها پرهیز كنیم؛ زیرا هر انسانى معمولاً در معرض گروه خاصى از گناهان است وعده دیگرى از معاصى را نمى تواند انجام دهد، یا اصلاً با شأن او ناسازگار است.
براى نمونه یك دانشجوى علوم دینى معمولاً در معرض شرابخوارى نیست؛ زیرا چنین كارى در شأن او نیست واصلاً به آن فكر نمى كند و ارتكاب چنین معصیتى از او متصور نیست. همین طور لواط، زنا، دزدى، كم فروشى وگناهانى از این قبیل از چنین كسى انتظار نمى رود.
ولى در عوض طلاب علوم دینى شدیداً در معرض غیبت، آزار زبانى و اهانت به مردم هستند و باید نسبت به چنین پرتگاه هایى هوشیارى بیشترى داشته باشند. غرض این كه هر یك از ما قبل از درافتادن به ورطه معصیت، آماده باشیم و ببینیم بیشتر در معرض چه گناهانى قرار داریم و نسبت به آن گناهان هشیار و گوش به زنگ باشیم كه مبادا مبتلا شویم.»
در رفت و آمدهای با فامیل و آشنایان، موقعیت درک برکاتی چون صله رحم، شاد کردن قلب مؤمنان، دیدار حق داران، عیادت بیماران و... وجود دارد، اما باید دقت نمود که دیگران آن جلسه را تبدیل به مجلس معصیت نکنند.
آیت الله حق شناس می گویند:
«خدا میداند که من در ایام عید با هر كس ملاقات كردم، سر تا پا گوش بودم ....
اخیراً با sms یا ایمیل اذکاری ارسال میکنند که مثلاً 8 یا 9 بار بگویید و برای 8 یا 9 نفر بفرستید، 9 روز دیگر یک خبر خوش میشنوید و اگر انجام ندهید یک بلا میبینید؟ آیا صحت دارد؟

قبل از پاسخ به سؤالی که ذکر شد و ذهن بسیاری از ما را مشغول کرده است بهتر است حکایتی برایتان نقل کنم تا ببینیم برخی عواقب نابخردانه این کارهای بدون عقل و منطق را.
بنده هرگز از مشق نوشتن خوشم نمیآمد و از هر معلمی که زیاد تکلیف میداد طبق طبیعت کودکی بیزاری می جستیم،روزی در عالم کودکی خوشحال و خندان از اینکه معلمانان تکلیف زیادی نداده است لی لی کنان عرض کوچه را به سمت خانه طی میکردم و برای بازیهای مختلف نقشه میکشیدم که ...متوجه شدم کاغذی به ماشین پدرم چسباندهاند بازش کردم و خواندمش با خطی بدتر از خط خرچنگ قورباغه خودم نوشته بود این دعا را 19 بار بخوانید و این یادداشت را بنویسید و به نوزده نفر بدهید اگر این کار را نکنید اتفاق هولناکی برای شما یا یکی از اعضای خانوادیتان میافتد، دلم را وحشتی عظیم گرفت و دل گیرا نه با خود زمزمه کردم بیا اینم از مشق امروز آخه این همه عربی رو من چطور بنویسم ؟من اصلا نمیخواهم آرزویم به این سختی برآورده شود؟ اما اگر پدرم تصادف کرد چی؟اگر برادر کوچکم مرد چی؟تمام ذهنم را این خیالات ترسناک پر کرد و عالم کودکانهام را وحشتی عظیم سیاه کرد که و این تصور در ذهنم نقش بست که خدا چقدر بدجنس است من نمیخواهم مشق بنویسم تهدیدم میکند آن روز تا آخر شب ...

گاهی اوقات برای پاسخ به شبهاتمان عوض اینکه آنها را ریشهای حل کنیم، به این طرف و آن طرف میزنیم و عاقبت هم آرام نمیشویم؛ مثل دلاّکی که به جای اینکه تیغ کُندِ خودش را عوض کند، میگفت: «پول میدهم، نان میخرم و میخورم تا زور بیشتری بزنم!»
یکی از شبهاتی که درباره واقعه عاشورا مطرح میشود آن است که چرا شیعه پس از چهارده قرن که از این حادثه میگذرد، گریه و ماتم سرایی میکند؟ این نوشتار به قصد پاسخ ریشهای به این شبهه، سامان یافته است تا به خواست الهی، جوابی مستدل به این شبهه ارائه شود.
آخرت مهمترین بُعد زندگی
ابتداءً باید بدانیم که اصلیترین، جدیترین، حقیقیترین و مهمترین بُعد زندگی انسانها در جهان آخرت است. آیات شریف قرآن، حیات دنیا را کم، قلیل، ناچیز و بازی معرفی میکند و آخرت را اصیل میشمارد: «تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللّهُ یُرِیدُ الآخِرَةَ».1 تأکید و اصرار قرآن بر توجه انسان به آخرت، گواه اصالت و حقیقت آخرت است و فراموشی آخرت، موجب خسران و عذاب؛ «لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ به ما نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ».2
نکته دیگر، این که اهمیت دین به تبع اهمیت آخرت خواهد آمد؛ به این معنا که ...
در مورد قيام امام حسين عليه السلام که داراي اهدافي بوده است، ناگزير اثراتي در جامعه مسلين داشته است. و اثرات آن چيزي نيست که قابل انکار باشد. زيرا بعد از هزار و اندي از اين واقعه جانسوز حرکت امام حسين پابرجاست و علم ايشان برافراشته است.

هر هدفي داراي اثريست و يا بايد گفت اميد هست که اثر مطلوبش را بگذارد. در مورد قيام امام حسين عليه السلام که داراي اهدافي بوده است، ناگزير اثراتي در جامعه مسلين داشته است. و اثرات آن چيزي نيست که قابل انکار باشد. زيرا بعد از هزار و اندي از اين واقعه جانسوز حرکت امام حسين پابرجاست و علم ايشان برافراشته است. عده اي که حضرت را کشتند گمانشان بر اين بود که ديگر اثري از او در عالم باقي نمانده است. اما آيندگان با حقيقتي روبرو شدند که ناخودآگاه به تقديش پرداختند و به عمل او افتخار کردند نه اينکه آنان از پيروان او باشند بلکه چون او بشري بود که در راه حقيقت حاضر شد از بزرگترين سرمايه اش که همان جان آدميست گذشت و در اين راه عزيزترين کسانش را فدا کند؛ به همين خاطر همه انسانهايي که بويي از انسانيت برده اند به اقدام او افتخار مي کنند. اين است که امام عظيم الشأن فرمود: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. و اسلام هم براي تمام انسانهاست.
بزرگان براي قيام امام حسين صلوات الله عليه اهداف متعددي بيان کرده اند؛ اين اهداف...
تبلور عفت در زندگی حضرت زهرا(س)
سه کلید طلایی تقویت ترس از خدا...
حجاب یادگار فاطمه...
آقای فرهادی به شما "اسکار" دادند و "احمدی روشن" را از ما گرفتند...
زینب بزرگ همچون خدیجه...
غیبت پشت سر مسئولین
جغرافیای تولید علم دنیا در حال تغییر است!!
شهیدی که نشانی مزارش را برای مادرش نوشت!!
سو گواری بزرگ شب های آسمانی (محرم 1390)
عزاداری واقعی چیست ؟و عزادار واقعی کیست ؟
چه كنیم گناه نكنم؟!
طلیعه نور هدایت (ویژه ولادت حضرت امام رضا علیه السلام)
وقتي تب رأي به خليج فارس داغمان ميکند!!!
شب قدر چه درخواستی کنیم؟
روزه عامل باز دارنده از گناه
